قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

99

تاريخ الفي ( فارسى )

در حجاز افتاد و آن سال را از بس كه خاك در وى باريد يا آنكه مردمان مىمردند و خاك مىشدند عامّ الرماده « 1 » ناميدند . و عمر ، رضى اللّه عنه ، براى استسقا در صحراى مدينه رفت و عباس عمّ رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، را در حضرت پروردگار شفيع آورد . در ساعت باران عظيم باريد . « 2 » و در اين سال هرمزان كه حاكم اهواز بود به ابو سبره كه امارت جيش اهل اسلام داشت صلح كرد به اين شرط كه او را پيش امير المؤمنين عمر ، رضى اللّه عنه ، فرستد تا هرچه رأى او اقتضا كند بر آن عمل نمايد . بعد از آنكه در مدينه آمد سخنان نصيحت‌آميز امير المؤمنين عمر ، رضى اللّه عنه ، را شنيد و مسلمان شد . « 3 »

--> ( 1 ) . طبرى از قول محمّد بن اسحاق مىنويسد : « سال هيجدهم سال رمادت يعنى هلاكت بود و سال طاعون عمواس كه مردم نابود شد . » - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 1911 . ( 2 ) . در كتاب حاضر ماجراى قحطسالى مدينه ، سال خاكستر ، هم در وقايع سال هجدهم هجرى آمده است و هم در سال نوزدهم هجرى . ( 3 ) . دربارهء امان خواستن هرمزان - أخبار الطوال ص 144 ؛ فتوح البلدان ، ص 248 ؛ آفرينش و تاريخ ، ج 5 ، 190 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 1902 ؛ ألكامل ، ج 2 ، ص 388 .